شمس الدين محمد كوسج

137

برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )

چنين بود تا بود گشت زمان * نبايد كه باشى شكسته « 1 » روان به تن بر ندردت شمشير پوست * كجا تيغ برّان به فرمان اوست « 2 » به رويين چنين گفت پس نامجوى * چه سازيم تدبير اين بازگوى بيازيد رويين پيران دو چنگ * بر آن خوردنىها به سان پلنگ يكى مرغ بريان از آن خوان پاك « 3 » * به پيش سگ انداخت بر روى خاك سگان چون بخوردند اندر زمان * به سيرى رسيدند از آن پس ز جان فتادند بر خاك و پيچان شدند * از آن كار هردو غريوان شدند به رويين چنين گفت پس پهلوان * ز تو دور بادا بد بدگمان به ما بر ببخشود ديّان پاك « 4 » * نيامد سر نامداران به خاك « 5 » همه نام رستم ازين گشت پست * بشستند از خوان او هردو دست بفرمود كز پيش برداشتند * به گردون همى نعره برداشتند « 6 » به مادر چنين گفت كاى مهربان * نبينى تو كردار ايرانيان « 7 » بر آتش برافكن تو آن نره‌گور * كه گشته‌ست دشمن ز نيرنگ كور برافروخت آتش هم اندر زمان * بر آتش برافكند گور ژيان بياورد نزد سرافراز شير * نمك بر پراكند گرد دلير چو هردو ز خوردن بپرداختند * دگرگونه آرايشى ساختند

--> ( 1 ) . ن : خليده . ( 2 ) . ن : پس از اين بيت افزوده است : نخواهد اگر آزار مردم إله * شود خنجر تيز برگ گياه خدا گر نخواهد نكاهد حيات * چو خواهد نيابد جهانى نجات ( 3 ) . ن : و دو پاره كاك . ( 4 ) . ن : ايزدان ما ( ! ) . ( 5 ) . ن : كه تو بودى اكنون به مهمان ما ، پس از اين بيت افزوده است : و گرنه درين جاى مرده بديم * همان جان شيرين سپرده بديم ( 6 ) . ن : از آن پيش او هيچ نگذاشتند . ( 7 ) . ن : چه كرد اين بدان گورخر اين زمان ، پس از اين بيت افزوده است ( و در عوض بيت‌هاى 2074 - 2075 را ندارد ) : اگر گشت بريان بياور برم * درنگى نياور به كام اندرم